اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

529

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ان الصدقة تقع بيد الله تعالى قبل ان يقع بيد السائل فيربيها الله تعالى كما يربى احدكم فلوه حتى ان التمرة يضعها فى الميزان يوم القيامة كجبل احد . و اما آن طاعتى كه موزون نيست چون اعمال بندگان كه اعراض‌اند حركات زبان به ذكر و حركات اندام به نماز و حج و روزه و آنچه بدين ماند ، اين را چگونه بسنجند ، علما مختلف‌اند . گروهى گفته‌اند كه مر اين اعمال را صورتى گرداند خداوند عز و جلّ چنان كه اندر خبر آمده است ، تأتى البقرة و آل عمران يوم القيمة كانهما غمامتان او غيابتان لجاجان عن صاحبها . و مراد از اين خبر قرائت قارى باشد مر اين دو صورت را كه مر آن قرائت را بدين صورت [ 143 ب ] گرداند نه كلام خداى عز و جلّ را كه كلام خداى تعالى قديم است ، و قديم موزون نباشد . و گروهى چنين گفتند كه عين همان عمل بيارند و بسنجند ، و عمل عرض باشد ، و اين مسئله را اعادت اعراض گويند كه عرضى كه نيست گشت روا باشد كه خداى تعالى مر آن را ديگرباره اعادت كند ، چنان كه اجسام را اين گروه روا دارند . و گروهى چنين گفتند كه ثواب اعمال آرند و بسنجند و ثواب موزون روا باشد . و اما آنچه فقها و عامهء اهل حق ، [ سنت و جماعت ] ، برآنند و طريق سلامت است آن است كه چون كتاب خداى عز و جلّ ناطق است به اثبات موازين مقر آييم و به چگونگى ميزان اگر به خبرى بيايد بگوييم ، و اگر به خبرى نيايد به خداى تعالى مانيم . و آنگه چه سنجد و چگونه سنجد جواب همين است . « و قولهم فى هذا و امثاله مما لا يدرك العباد كيفيته آمنا بما قال الله على ما اراد الله و آمنا بما قال رسول الله على ما اراد رسول الله صلى الله عليه و سلم » . و قول اهل سنت و جماعت اندر اين و مانند اين هرچه بندگان‌اند اندر نيابند چگونگى ورا آن است كه گرويديم بدانچه خداى گفت عز و جلّ چنان كه خداى خواست ، و گرويديم بدانچه پيغمبر صلى الله عليه و سلم گفت چنان كه پيغامبر خواست ، و اين از بهر آن است كه اگر به قول خويش تأويل سازيم باشد كه خطا كنيم ، دين ما را زيان دارد تقليد با سلامت به از استدلال با خطر . و ديگر